مرتضى مطهري
243
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
آزمايش تاريخى و اجتماعى و جامعه شناسى است ) در برابر دشمنان بشر ( يا دشمنان تكامل تاريخى بشر ( 1 ) ) چه نقشى ايفا كرده است ؟ آيا در كنار دشمنان و عليه بشر بوده و يا در كنار بشر و عليه دشمنانش ؟ دشمنان بشر عبارت است از ضعف ( در مقابل عوامل مضر و خطرناك و سهمناك طبيعت ) و جهل و اضطراب ( دلهره ) و بيمارى و فقر وظلم و آز . اين دشمنها گرچه همه به نوعى ناتوانى برمىگردد ولى برخى مربوط است به ناتوانى در برابر عوامل خارجى و طبيعى مانند ضعف ، جهل ، بيمارى ، فقر ، و برخى مربوط [ است ] به ناتوانى در مقابل انسانهاى ديگر مانند ظلم ، و برخى مربوط است به ناتوانى در برابر خود . به عبارت ديگر ، انسان در مقابل سه دشمن هميشه در حال مبارزه بوده است : طبيعت ، انسانهاى ديگر ، نفس خود . اينجا لازم است تجزيه وتحليلى بشود كه اسلام ( زيرا چنان كه گفتيم تنها اسلام است كه براى يك محقق دينشناس و جامعه شناس ، به واسطه كتاب و سنت محفوظش و تاريخ روشنش مىتواند مورد آزمايش مثبت قرار گيرد ) در مقابل اين هفت دشمن : ضعف ، جهل ، دلهره ، بيمارى ، فقر ، ظلم ، آز ، چه منطقى در دستوراتش دارد و عملًا در تاريخ چه نقشى داشته است ، مثلًا در رابطه انسان و طبيعت چه گفته و چه كرده است ، چه تشويقى به علم كرده و چه فرهنگ و تمدن و علومى به وجود آورده است ، درباره بهداشت و سلامت چه منطقى دارد و عملًا خدمات طب اسلامى ، تأسيسات طبى در تمدن اسلامى چه بوده است ، منطق اسلام در زمينه فقر چيست و در زمينه ثروت چيست و در زمينه اقتصاد چيست ( 2 ) ، و در زمينه ظلم و عدالت چه منطقى دارد و عملًا حكومتهاى اسلامى عدالت اجتماعى را تا چه پايه بالا بردند ، و در زمينه آز و حرص و هوا چه منطقى دارد و عملًا چه نفوس مصفا و مزكَّايى تربيت كرده است و چه ادبياتى در اين
--> ( 1 ) . رجوع شود به ورقه هاى تكامل اجتماعى انسان در تاريخ . ( 2 ) . رجوع شود به مقاله « دين و دنيا » در كتاب جهانى از خود بيگانه .